X
تبلیغات
معماری

معماری
معماری

 هنر معماری موسیقی منجمد

 

معماری وموسیقی


همه هنرها به طور عرضی با هم در ارتباط هستند چون منشا همه آنها زیبایی است. در معماری نسبت بین طول وعرض و ارتفاع باعث زیبایی می­شود و در موسیقی نسبت­های صوتی منجر به زیبایی می­شود. می­توانیم بگوییم یکی از تفاوت­های بین معماری و موسیقی در دریافت تناسب در اثر هنری است که در معماری توسط دیدن و در موسیقی به صورت شنیداری یافت می­شود.
وجه تشابه معماری و موسیقی
1) concept یا ایده خلق اثر در این است که هر دو بر اساس سبک خوسته شده طراجی می­شوند.
2) هماهنگی: در معماری توسط سازماندهی عناصر و ترکیب آنها در یک فضا و در موسیقی با استفاده از نحوه اجرا و ترکیب سازها به وجود می­آید.
3) تنوع و یکنواختی: استفاده تکراری از عناصر فضایی در معماری و کاربرد مکرر از یک ضرب و ریتم در موسیقی ممکن است به ترکیبی یکنواخت و خسته­کننده منجر شود. از طرف دیگر 
تنوع­طلبی افراطی به منظور ایجاد جذابیت بیشتر در آثار باعث ایجاد نوعی آشفتگی و هرج و مرج دیداری و شنیداری می­گردد.
4) ریتم و سکون: در معماری ساده­ترین نوع ریتم تکرار منظم عناصر معماری در امتداد یک خط مستقیم است. سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبه­ای کاربردی دارد. پاگرد پله­ها، میادین و گره­های شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد یک عامل یا عنصر در فضای معماری و جلب توجه بیننده عامل مکث و سکون را می­توان به خوبی پدید آورد. (قرارگیری یک اثر هنری در راستای یک مسیر حرکتی)
در موسیقی نیز ریتم به عنوان پایه و سمبل ساخت موزیک مطرح می­باشد. اگرچه که ریتم­های کند و تند در موسیقی هر یک با توجه به شرایطی خاص طراحی و ساخته می­شوند لیکن مفهوم ریتم بدون سکون کاملاً بی­معناست. ترکیب حرکت نت­ها و سکوت­ها در یک اثر موسیقی برخواسته از ایجاد نوعی تنوع و نشاط در گوش شنونده است.
همانگونه که ما در بافت موسیقی اجرای نت روان و سیال و متصل و یا اجرای مقطع و ناپیوسته 
نت­ها را داریم نیز معماران در صورت ساختمان و نصب بازشوها با فواصل گوناگون گاهی همچون هنر گوتیک در جستجوی کاهش آرتیکولاسیون به واسطه تداوم بوده­اند و گاهی نیز در جستجوی پیوستگی و تداوم کامل هر چند در هر طبقه از ساختمان ما می­توانیم با نظاره­گری بر پنجره­ها و بازشوها و فضای خالی سکوت به ملودی گوش دهیم توأماً هم می­توانیم با نگریستن به بدنه ضلع یک ساختمان دو یا سه طبقهرا به شکل یک هارمونی به یک چشم­انداز دریافت کنیم به زبان دیگر همانگونه که دانش هارمونی ما را به خصیصه­های آکوردها و توانایی پیوندشان با یکدیگر با توجه به ارزش­های ساختمانی ملودیک و وزنی آنها آگاه می­سازد کاوشگر نیز می­تواند هارمونی بافت موسیقی را برداشت کند.
برخی تأثیرات: عوامل متعددی در ایجاد ایده­ها و مفاهیم آثار مؤثرند. در این رابطه استفاده از نوعی موسیقی در فضاهای خاص معماری بسیار مد نظر است در فضاهایی با عملکرد فرهنگی و هنری و توریستی و... این موسیقی به تلطیف فضا کمک می­کند. ضمن اینکه نوع و سبک موسیقی اجرایی بهتر است با ویژگی­های کالبدی فضای معماری هماهنگ گردد. در زمینه تأثیر این دو هنر بر یکدیگر می­توان گفت که:
تأثیر موسیقی بر معماری با انگیزه کیفیت بخشیدن به فضا کاملاً واضح و مستقیم است (کاربرد در مراکز تفریحی- فرهنگی). تأثیر معماری بر موسیقی را می­توان به ساخت ملودی­ها و آهنگ­هایی درباره برخی آثار فرهنگی و تاریخی به عنوان یک اثر یادمانی خلاصه کرد.همچنین گاهی برگزاری مراسم کنسرت در برخی مکان­های تاریخی و فرهنگ­دار خاص تأثیر خود را بر نحوه برگزاری (انتخاب و نواخت و آرایش ساز و سبک موسیقی) می­گذارد.
به گفته گوته: معماری موسیقی منجمد است. معماری موسیقی خاموش است. معماری ایجاد فضای مادی و معنوی می­کند ولی موسیقی فقط ایجاد فضای معنوی می­کند به عبارت دیگر موسیقی معماری زمان است و معماری موسیقی مکان. موسیقی را روح زمان و معماری را روح مکان 
نامیده­اند. معماری موسیقی جامد است همان موسیقی است که در عالم غیر مادی جریان دارد و معماری ایرانی مصداق بارز و عینی در جهان مادی دستگاه­ها و نغمه­های موسیقی ایرانی است اگر به فضاهای معماری ایرانی قدیم پا گذاشته باشید حتماً به راز جاودانگی و سحرانگیزی این فضاها اقرار می­کنید. چگونه می­توان نقش جهان را دید و در آن زندگی کرد و روح آدمی در آن به پرواز درآید بی­آنکه نغمه خوشی از عالم ملکوت را در گوش ما زمزمه کند. وقتی از سردر بازار قیصریه وارد میدان شویم اگر با موسیقی ایران آشنا باشیم احساس می­کنیم که دستگاه شور را برای ما زمزمه می­کند اول طاق­نماهای موزون را می­بینیم که همچون ریتم در موسیقی ایران به دنبال هم هستند و در چند پرده نزدیک به هم نواخته می­شوند آرام آرام پیش می­رویم تا به عالی­قاپو می­رسیم که همان شهناز است بعد به زیرافکن و قرود می­آید و می­رسد به مسجد شاه که همان گوشه اوج است و بعد مسجد شیخ­لطف­ا... که گوشه سلمک را تداعی می­کند تا دوباره می­رسد به سردر قیصریه. موسیقی ایرانی را باید شنید همانگونه که معماری ایرانی را باید دید و به قضاوت نشست بی­شک یکی از عمده دلایل سخرانگیزی فضای ایرانی همین پیوند با موسیقی است.

 

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 4:54 بعد از ظهر ] [ علی زنگنه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

به سوی معماری ایرانی ؛ معماری ایرانی بهترین معماری
امکانات وب
سلام" مقدم همه مهمانان عزیز به این وب گلباران